أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

43

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

به دشت غزا تخم اقبال رست * دريغا كه سيلاب مرگش بشست سزد گر فلك جامه نيلى كند * دگرگون رخ از ضرب سيلى كند كزين گونه تابنده ماه منير * به زير زمين شد ز چرخ اثير و چون شكست بر لشكر غازيان افتاد و منادى قضا آوازهء هلاك و شهادت سلطان جنيد را در عرصهء آن جنگ‌گاه در داد ، بعضى كه عرضه تيغ شهادت بودند « فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ » « 1 » به راحت بسيار و استراحت وافر آسودند و بعضى كه در جنگ ملاحظه حيات فانى نمودند ، باب عزيمت از وادى « الفرار ممّا لا يطاق » « 2 » بر چهرهء هزيمت گشودند ؛ على الجمله جسد مباركش از آنجا نقل يافته در مقبرهء منوّرهء صفويّه مدفون شد . و اشارت قضا و قدر تفويض مقاصد آن سلطان صفدر را به حضرت سلطان حيدر رهنمون گرديد . ذكر خير آن مظهر غرايب اثر ابو الغازى سلطان حيدر رحمة اللّه عليه الى يوم المحشر پادشاه نيك‌اختر و دين‌پناه ولايت‌اثر ، محرز قصبات السبق فى مضمار الدينى و الدينوى ، ابو الغازى سلطان شاه حيدر الحسينى الصفوى روّح اللّه روح اسلافه و طوّل اللّه عمر اخلافه ، آفتابى بود از اوج ولايت طلوع يافته و به احسن وجهى بر مفارق اهل عالم تافته ، جويندگان مقصد را در راه ارشاد دين‌پناهى و پويندگان [ 54 ] مسلك « 3 » دولت ابد را در طريقهء غزو و جهاد عظيم القدر پادشاهى . احياى سنّت سنيّهء آباء شيوهء رضيه‌اش و افناى ملّت دنّيهء اعداء ، طريقهء مرضيّه‌اش . تيغ غزا سرانجام از نيام شريعت خير الانام بيرون كرده و نهال جهل « 4 » و ظلم را به زبان‌آورى آن تيغ از پا درآورده ، مبدأ فطرتش به باطن

--> ( 1 ) . قمر ( 54 ) آيهء 55 . « در جايگاهى پسنديده نزد فرمانروايى توانا » . ( 2 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 264 : « گريختن از آنچه تاب و توان بر آن نباشد » . ( 3 ) . و : ملك ( 4 ) . و : « نهال جهل » ندارد .